پایگاه خبری تحلیلی بانک مردم: یک کارشناس بیمه گفت: کاهش نرخ باروری، ساختار بازار و آینده بیمههای زندگی را دگرگون میکند.
به گزارش بانک مردم، وحید نوبهار در گفت وگو با تسنیم، با بیان اینکه کاهش نرخ باروری متغیری تعیینکننده در آینده صنعت بیمههای زندگی به شمار میآید، گفت: اگر شمار موالید در یک کشور برای چند دهه متوالی پایینتر از سطح جانشینی قرار گیرد، ساختار سنی جامعه بهتدریج دگرگون شده و نسبت میان جمعیت فعال و جمعیت وابسته تغییر مییابد؛ بنابراین توازن تاریخی میان حقبیمههای دریافتی، تعهدات بلندمدت، الگوی سرمایهگذاری و شیوه طراحی محصولات بیمه زندگی تحت تأثیر قرار میگیرد.
وی افزود: کاوشهای کنونی اغلب کاهش باروری را به افزایش تقاضا برای مستمری یا بیمه درمان سالمندی محدود میکنند، حال آنکه پیامد اصلی آن این است که گستردگی جامعه بیمهگذاران جوان، آهنگ تشکیل خانواده، چرخه پسانداز و انتقال ثروت میان نسلها دچار تغییر میشود.
نوبهار با اشاره به گزارشهای سازمان ملل متحد و سازمان همکاری و توسعه اقتصادی اظهار کرد: کشورهایی که برای دورهای طولانی با نرخ باروری پایین مواجه بودهاند، همزمان با افزایش امید به زندگی، الگوی متفاوتی از تقاضا برای بیمههای زندگی را تجربه کردهاند که بیش از آنکه بر پوشش فوت متمرکز باشد، بر مدیریت ثروت، درآمد دوران بازنشستگی و انتقال دارایی استوار شده است.
وی با بیان اینکه شرایط فعلی کشور نشان میدهد وارد مرحلهای شدهایم که ویژگیهای آن با دورههای گذشته تفاوت اساسی دارد، گفت: بر پایه دادههای رسمی مرکز آمار و گزارش صندوق جمعیت سازمان ملل، نرخ باروری کل طی سه دهه گذشته با کاهش همراه بوده و پیامدهای آن فراتر از کاهش موالید خواهد بود؛ چراکه کوچک شدن نسلهای جدید، اندازه بازار بالقوه بیمههای زندگی را در افقهای زمانی بلندمدت تغییر میدهد.
این کارشناس صنعت بیمه ادامه داد: صنعت بیمه تاکنون بخش اعظم برنامههای بازاریابی خود را بر خانوادههای جوان، والدین دارای فرزند خردسال و افراد در آغاز دوره اشتغال متمرکز کرده است. هر اندازه وزن جمعیتی این گروهها کاهش یابد، راهبردهای سنتی فروش نیز کارایی گذشته را از دست خواهند داد.
وی با اشاره به مفهوم «گذار جمعیتی» در اقتصاد جمعیت بیان کرد: این اصطلاح بیانگر دگرگونی در رفتار اقتصادی خانوار، الگوی مصرف، میزان پسانداز و شیوه توزیع درآمد میان نسلهاست. خانوادههای کمفرزند اغلب تصمیمهای مالی متفاوتی اتخاذ کرده و بخشی از منابعی را که پیشتر صرف پرورش فرزندان متعدد میشد، به سرمایهگذاری مالی، خرید دارایی یا پسانداز اختصاص میدهند.
نوبهار با بیان اینکه این وضعیت در ظاهر میتواند فرصت مناسبی برای توسعه بیمههای زندگی باشد، گفت: تجربه کشورهای شرق آسیا و اروپا تصویر پیچیدهتری ارائه میکند. مطالعات سوئیسری بیانگر آن است که افزایش ظرفیت پسانداز خانوارها لزوماً به رشد ضریب نفوذ بیمه زندگی منجر نشده است؛ چراکه همزمان با افزایش سن متوسط جامعه، انگیزه خرید بیمه عمر کاهش یافته و تقاضا به سمت ابزارهای سرمایهگذاری و مستمری تغییر مسیر داده است.
وی نسبت وابستگی سالمندی (Old-Age Dependency Ratio) را از متغیرهای اثرگذار بر این روند دانست و افزود: هرچه تعداد سالمندان نسبت به جمعیت شاغل افزایش یابد، فشار مالی بر نظامهای بازنشستگی، بودجه عمومی و خانوارها بیشتر خواهد شد؛ بنابراین بیمههای زندگی به بخشی از سازوکار تأمین مالی دوران سالمندی تبدیل میشوند.
وی گفت: تغییر این کارکرد سبب شده است برخی شرکتهای بیمهگر در کشورهای توسعهیافته سهم بیمههای مستمری و محصولات مبتنی بر سرمایهگذاری را افزایش دهند. گزارش انجمن ژنو نیز هشدار داده است که سالمندی جمعیت، ساختار سنتی صنعت بیمه زندگی را دگرگون میکند و آن دسته از بیمهگرانی که همچنان بر محصولات متعارف اتکا داشته باشند، با کاهش تدریجی بازار روبهرو خواهند شد.
نوبهار با اشاره به پیامدهای کاهش باروری برای محاسبات بیمسنجی اظهار کرد: این محاسبات بر پایه احتمال وقوع رویدادها، نرخ میرایی، امید به زندگی، نرخ بهره و ویژگیهای جمعیتی انجام میشود. با تغییر ساختار سنی جامعه، فرضیات مورد استفاده در الگوهای ارزشگذاری نیز نیازمند بازنگری خواهد بود.
وی افزود: افزایش امید به زندگی همراه با کاهش تعداد بیمهگذاران جوان، بر تعادل میان ورودی و خروجی منابع مالی اثر میگذارد و سیاستهای سرمایهگذاری شرکتهای بیمهگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد؛ کمااینکه بیمهگران ژاپنی ناچار شدند ترکیب محصولات، شیوه مدیریت دارایی و افق سرمایهگذاری خود را متناسب با جامعه سالمند بازطراحی کنند.
این کارشناس صنعت بیمه با بیان اینکه مسئله به تغییر محصولات محدود نمیشود، گفت: کاهش نرخ باروری، ساختار رقابت در صنعت بیمه را نیز دگرگون میکند. هنگامی که تعداد مشتریان بالقوه رشد اندکی دارد، رقابت بر سر جذب هر بیمهگذار شدت میگیرد و توسعه کمّی شبکه فروش یا افزایش تعداد شعب، مزیت رقابتی ایجاد نمیکند.
وی ادامه داد: ارزشآفرینی در چنین شرایطی در طراحی محصولات جدید، رفتارکاوی مشتری و مدیریت ریسک شکل میگیرد. تحقق این هدف نیز مستلزم حضور متخصصانی است که بتوانند دانش جمعیتشناسی، اقتصاد، آمار، علوم داده و ریاضیات بیمهای را بهصورت تلفیقی به کار گیرند که خود مقوله تخصصی سرمایههای انسانی محسوب میشود.
نوبهار با اشاره به تحولات سالهای گذشته اظهار کرد: تحول دیجیتال، سامانههای نظارتی، دادهکاوی کلان و ابزارهای هوشمند در صنعت بیمه جایگاه پررنگی یافتهاند، اما هر فناوری زمانی ارزش اقتصادی پیدا میکند که نیروی انسانی توانایی طراحی، استقرار و تفسیر نتایج آن را داشته باشد.
وی با بیان اینکه تجهیز بیمهگران به سامانههای پیشرفته بهتنهایی کافی نیست، افزود: بدون وجود اکچوئرهای مجرب، اقتصاددانان جمعیت، متخصصان سرمایهگذاری بلندمدت و تحلیلگران رفتار مشتری، دستاورد این سامانهها چیزی بیش از ایجاد ظاهری مدرن برای بیمهگر نخواهد بود.
وی گفت: تحول بازار بیمه زندگی در کرهجنوبی، ژاپن و آلمان محصول توسعه فناوری و البته سرمایهگذاری بلندمدت در تربیت نیروی انسانی متخصص و اصلاح دانش حرفهای شرکتهای بیمهگر بوده است.
نوبهار اثر کاهش باروری بر ارزیابی ریسک را از دیگر نکات شایان توجه دانست و بیان کرد: در جوامع با خانوادههای کوچکتر، آثار اقتصادی فوت یک فرد بر بازماندگان با گذشته تفاوت دارد. اگر خانوادهای تنها یک فرزند داشته باشد یا زوجی بدون فرزند زندگی کنند، انگیزه خرید بیمه زندگی، مبلغ سرمایه بیمه و هدف از تهیه بیمهنامه تغییر خواهد کرد.
وی افزود: طراحی محصولات استاندارد برای همه گروههای جمعیتی کارایی خود را از دست داده است و بیمهگران باید به سمت شخصیسازی محصول (Product Personalization) حرکت کنند. تحقق این امر مستلزم کاوش دقیق ویژگیهای جمعیتی و اقتصادی هر گروه است.
این کارشناس صنعت بیمه با اشاره به اثر غیرمستقیم کاهش نرخ باروری بر بازار سرمایه گفت: این موضوع برای بیمههای زندگی اهمیت فراوانی دارد؛ زیرا بسیاری از ذخایر بیمههای عمر در ابزارهای مالی بلندمدت سرمایهگذاری شدهاند. با سالمندی ساختار جمعیت، الگوی پسانداز ملی، نرخ بهره تعادلی و بازده سرمایهگذاری نیز تغییر میکند.
وی با استناد به پژوهشهای صندوق بینالمللی پول (IMF) و بانک تسویه بینالمللی (BIS) اظهار کرد: سالمندی جمعیت میتواند فشار نزولی بر نرخهای بهره بلندمدت ایجاد کرده و بازده مورد انتظار شرکتهای بیمه زندگی را کاهش دهد. پیامد روشن این وضعیت، افزایش اهمیت مدیریت دارایی و بدهی، تنوعبخشی به سبد سرمایهگذاری و بازنگری در تضمینهای بلندمدت خواهد بود.
نوبهار با بیان اینکه کاهش نرخ باروری در شرایطی در صنعت بیمه کشور رخ میدهد که ضریب نفوذ بیمههای زندگی همچنان فاصله قابلتوجهی با میانگین جهانی دارد، گفت: کشور با دو روند همزمان مواجه است؛ بازاری که هنوز به بلوغ کامل نرسیده و جامعهای که در حال حرکت بهسوی سالمندی است.
وی هشدار داد: اگر شرکتهای بیمهگر این دگرگونی را در برنامهریزیهای بلندمدت خود وارد نکنند، احتمال دارد بخش مهمی از فرصتهای آینده از دست برود. فروش بیمهنامه به شیوهای که برای جامعه جوان طراحی شده است، پاسخگوی نیازهای جمعیتی دو دهه آینده نخواهد بود.
وی با تأکید بر اینکه کاهش نرخ باروری را نباید صرفاً تهدیدی جمعیتی با پیامدهای محدود برای نظام بازنشستگی تلقی کرد، افزود: این تغییر جمعیتی، بنیان اقتصادی بیمههای زندگی، محاسبات اکچوئری، سیاستهای سرمایهگذاری، الگوی تقاضای خانوار و شیوه رقابت شرکتهای بیمهگر را دگرگون خواهد کرد.
نوبهار در پایان خاطرنشان کرد: هر اندازه واکنش صنعت بیمه به این تغییر با تأخیر همراه باشد، هزینه انطباق نیز افزایش خواهد یافت. شاید بتوان گفت پاسخ مؤثر به آن، بیش از هر چیز به تربیت سرمایه انسانی کمیاب و چندرشتهای وابسته است؛ نیروهایی که بتوانند جمعیتشناسی، اقتصاد بیمه، ریاضیات بیمهای و مدیریت سرمایهگذاری را در کنار یکدیگر به کار گیرند و محصولات متناسب با ایران آینده طراحی کنند.

