• یکشنبه 17 آبان 1405
بانک سپه ایران

کاهش ۳۰درصدی بیمه قالیبافان در پنج سال

خلاصه مطلب

بررسی سالنامۀ آماری سازمان تأمین اجتماعی در سال‌های ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۴ نشان می‌دهد شمار بیمه‌شدگان قالی‌باف حدود ۳۰ درصد کاهش یافته است...

پایگاه خبری تحلیلی بانک مردم: بررسی سالنامۀ آماری سازمان تأمین اجتماعی در سال‌های ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۴ نشان می‌دهد شمار بیمه‌شدگان قالی‌باف حدود ۳۰ درصد کاهش یافته است؛ افتی که پرسش‌هایی جدی دربارۀ وضعیت بیمه‌ای شاغلان این حرفه مطرح می‌کند.

به گزارش بانک مردم و به نقل از ایلنا، بر اساس آمار سازمان تأمین اجتماعی ، تعداد بیمه‌شدگان قالی‌باف طی پنج سال ابتدای دهه‌ی جاری، ۷۴ هزار و ۲۷ نفر کاهش یافته است. این روند در تمام سال‌های مورد بررسی ادامه داشته و در کنار آن، تفاوت تعداد بیمه‌شدگان در استان‌های مختلف و میزان کاهش ارقام ثبت‌شده ذیل دو مرجع معرفی‌شده در جدول، یعنی «وزارت بازرگانی» و «سازمان میراث فرهنگی»، نیز قابل توجه است.

با این حال، کاهش تعداد بیمه‌شدگان لزوماً به معنای کاهش شمار شاغلان قالی‌بافی نیست. آمار موجود مشخص نمی‌کند چه تعداد از افراد خارج‌شده از فهرست بیمه‌شدگان همچنان به این حرفه اشتغال دارند، چه تعداد به مشاغل دیگر روی آورده‌اند و چه تعداد به دلایل مختلف دیگر تحت پوشش بیمه قرار ندارند. نبود اطلاعات دربارۀ کل قالی‌بافان شاغل نیز امکان محاسبۀ سهم برخورداران از بیمه در میان شاغلان این حرفه را محدود می‌کند.

بر اساس سالنامۀ آماری سازمان تأمین اجتماعی، شمار بیمه‌شدگان قالی‌باف از ۲۴۷ هزار و ۶۰۵ نفر در سال ۱۴۰۰ به ۲۲۶ هزار و ۲۶۸ نفر در سال ۱۴۰۱.۲۰۶ هزار و ۲۵۰ نفر در سال ۱۴۰۲.۱۹۲ هزار و ۸۵۱ نفر در سال ۱۴۰۳ و ۱۷۳ هزار و ۵۷۸ نفر در سال ۱۴۰۴ رسیده است.

مقایسۀ ابتدا و انتهای این دوره از کاهش ۷۴ هزار و ۲۷ نفری بیمه‌شدگان حکایت دارد؛ رقمی معادل حدود ۲۹.۹ درصد از تعداد ثبت‌شده در سال ۱۴۰۰. این روند نزولی در تمام سال‌های مورد بررسی ادامه داشته است.

بازنشستگی، تغییر وضعیت شغلی، تغییر شرایط احراز بیمه یا تغییر در شیوۀ شناسایی و ثبت افراد ممکن است در کاهش این آمار نقش داشته باشند؛ با این حال، سالنامه‌ی مذکور، سهم هر یک از این عوامل را مشخص نمی‌کند. از سوی دیگر، خروج از آمار بیمه‌شدگان لزوماً به معنای بیکاری یا قطع حمایت بیمه‌ای نیست؛ برخی ممکن است بازنشسته شده یا شغل خود را تغییر داده باشند و برخی دیگر همچنان قالی‌بافی کنند، اما دیگر در این گروه ثبت نشده باشند. بنابراین، تعیین پیامدهای اجتماعی این کاهش به اطلاعات دقیق‌تری دربارۀ وضعیت شغلی و بیمه‌ای افراد نیاز دارد.

از صدرنشینی آذربایجان شرقی تا سهم ۲.۷ درصدی تهران

در سال ۱۴۰۴، آذربایجان شرقی با ۳۲ هزار و ۳۰۰ بیمه‌شدۀ قالی‌باف، بیشترین تعداد ثبت‌شده را در میان استان‌های کشور داشته است. پس از آن، اصفهان با ۱۷ هزار و ۱۵۶ نفر، فارس با ۱۵ هزار و ۷۶ نفر، کردستان با ۹ هزار و ۲۳۶ نفر و آذربایجان غربی با ۹ هزار و ۱۳۵ نفر قرار دارند.

در مقابل، کمترین تعداد بیمه‌شدگان در بوشهر با ۶۶۰ نفر، کهگیلویه و بویراحمد با ۷۴۸ نفر و قزوین با ۸۶۳ نفر ثبت شده است. سیستان و بلوچستان با هزار و ۶۸ نفر و هرمزگان با هزار و ۱۷۰ نفر نیز در میان استان‌های دارای کمترین تعداد بیمه‌شدگان قرار دارند.

در جدول سالنامۀ آماری، تهران در سه بخش «شرق تهران بزرگ»، «شهرستان‌های تهران» و «غرب تهران بزرگ» تفکیک شده است. مجموع بیمه‌شدگان قالی‌باف در این سه بخش در سال ۱۴۰۴ به ۴ هزار و ۷۳۹ نفر می‌رسد؛ شامل هزار و ۵۸۷ نفر در شرق تهران بزرگ، ۲ هزار و ۱۰۵ نفر در شهرستان‌های تهران و هزار و ۴۷ نفر در غرب تهران بزرگ. این تعداد حدود ۲.۷ درصد از کل ۱۷۳ هزار و ۵۷۸ بیمه‌شدۀ قالی‌باف کشور را تشکیل می‌دهد.

این ارقام تفاوت تعداد بیمه‌شدگان ثبت‌شده در استان‌ها و مناطق مختلف را نشان می‌دهند، اما به‌تنهایی برای مقایسۀ میزان برخورداری از بیمه کافی نیستند. برای مشخص شدن اینکه کدام استان یا منطقه پوشش بیمه‌ای گسترده‌تر یا محدودتری دارد، باید تعداد بیمه‌شدگان با شمار کل قالی‌بافان شاغل در همان منطقه قیاس شود؛ اطلاعاتی که در جدول مورد بررسی ارائه نشده است.

کاهش بیشتر آمار ثبت‌شده در ستون وزارت بازرگانی

سالنامۀ آماری، بیمه‌شدگان قالی‌باف را بر اساس دو مرجع معرفی‌شده در جدول، یعنی «وزارت بازرگانی» و «سازمان میراث فرهنگی»، تفکیک کرده است. در سال ۱۴۰۴، از مجموع ۱۷۳ هزار و ۵۷۸ بیمه‌شدۀ قالی‌باف، ۱۴۳ هزار و ۱۷۰ نفر در ستون «وزارت بازرگانی» و ۳۰ هزار و ۴۰۸ نفر در ستون «سازمان میراث فرهنگی» ثبت شده‌اند. به این ترتیب، حدود ۸۲.۵ درصد از مجموع بیمه‌شدگان در ستون نخست و ۱۷.۵ درصد در ستون دوم قرار دارند.

مقایسۀ این ارقام با سال ۱۴۰۰ نشان می‌دهد تعداد ثبت‌شدگان در ستون «وزارت بازرگانی» از ۲۱۱ هزار و ۳۵۲ نفر به ۱۴۳ هزار و ۱۷۰ نفر کاهش یافته است؛ افتی حدود ۳۲.۳ درصدی. در همین دوره، تعداد ثبت‌شدگان در ستون «سازمان میراث فرهنگی» نیز از ۳۶ هزار و ۲۵۳ نفر به ۳۰ هزار و ۴۰۸ نفر رسیده که نشان‌دهندۀ کاهش حدود ۱۶.۱ درصدی است.

بنابراین، کاهش تعداد کل بیمه‌شدگان قالی‌باف در این پنج سال با افت بیشتر ارقام ثبت‌شده در ستون وزارت بازرگانی همراه بوده است. با این حال، جدول توضیح نمی‌دهد این تفاوت ناشی از چه عواملی است و آیا تغییرات اداری یا شیوۀ ثبت بیمه‌شدگان در آن نقش داشته‌اند. برای تفسیر دقیق‌تر این اختلاف، لازم است مبنای دسته‌بندی افراد در دو ستون و تغییرات احتمالی آن در دورۀ مورد بررسی روشن شود.

چرا شمار بیمه‌شدگان قالی‌باف کاهش یافته است؟

برای بررسی علل احتمالی کاهش تعداد بیمه‌شدگان قالی‌باف و پیامدهای آن برای وضعیت اشتغال و حمایت اجتماعی از این گروه، با غلامرضا علیزاده‌، کارشناس رفاه و تأمین اجتماعی و محقق دانشگاهی ، گفتگو کردیم.

آیا از آمار موجود می‌توان فهمید چه تعداد از قالی‌بافان به دلیل از دست دادن شغل از فهرست بیمه‌شدگان خارج شده‌اند؟

برای پاسخ دقیق به این سؤال باید اطلاعات جزئی‌تری در دست باشد. آمار کلی بیمه‌شدگان به‌تنهایی نشان نمی‌دهد چه تعداد از افراد شغل خود را از دست داده‌اند، چه تعداد همچنان قالی‌بافی می‌کنند اما دیگر تحت پوشش بیمه نیستند و چه تعداد به دلایل دیگری از این آمار خارج شده‌اند. همچنین باید مشخص باشد افراد در کارگاه فعالیت می‌کنند یا به‌صورت مستقل و در منزل قالی می‌بافند.

دولت برای حمایت از قالی‌بافانی که شغل یا درآمد خود را از دست می‌دهند، چه اقداماتی می‌تواند انجام دهد؟

برای تقویت حمایت‌های اجتماعی می‌توان تجربۀ کشورهای دیگر، از جمله کشورهای اسکاندیناوی و الگوهای تأمین اجتماعی در بریتانیا، را بررسی کرد. باید دید این کشورها چگونه از افرادی که شغل خود را از دست می‌دهند حمایت می‌کنند و چه سازوکارهایی برای کاهش پیامدهای بیکاری دارند.

بیکاری فقط مسئلۀ فردی نیست. وقتی کسی شغلش را از دست می‌دهد، معیشت خانوادۀ او تحت تأثیر قرار می‌گیرد و حتی امکان ادامه تحصیل فرزندانش هم با مشکل روبه‌رو می‌شود. بنابراین، حمایت از افراد بیکار باید به‌گونه‌ای باشد که از آسیب دیدن زندگی خانوادگی آن‌ها جلوگیری کند.

تأمین منابع مالی چنین حمایت‌هایی چگونه امکان‌پذیر است؟

یکی از راه‌ها این است که نحوۀ تخصیص بودجه عمومی بررسی شود. باید عملکرد نهادهایی که از بودجه عمومی استفاده می‌کنند، ارزیابی شود و اگر بخشی از این هزینه‌ها خروجی ملموسی ندارد، دربارۀ جابه‌جایی منابع و اختصاص آن‌ها به حمایت‌های اجتماعی تصمیم‌گیری شود.

در کنار حمایت مالی، باید برای بازگشت افراد به بازار کار هم زمینه‌ی مناسب فراهم شود. حمایت از کسی که شغلش را از دست داده، فقط پرداخت کمک‌هزینه نیست؛ باید امکان اشتغال دوبارۀ او نیز فراهم شود تا بتواند به درآمد پایدار برسد و از وابستگی طولانی‌مدت به حمایت‌های دولتی دور بماند.

ثبت دیدگاه